یاد - شهناز دولتشاهی
انگشتم را نخ بسته ام
تا به یاد آورم
فراموشت کرده ام.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ساعت ۱۱:۲۰ ب.ظ توسط مسلم رحمتی
|
انگشتم را نخ بسته ام
تا به یاد آورم
فراموشت کرده ام.
یک صبحدم ز صحن گلستان گذشته ای
شبنم هنوز بر رخ گل آب می زند.
مجلسی کانجا دو بد مست اند،غوغا می شود.
هیچ کس آن ها را نمی بیند.