تحت تأثیر - محمدعلي جوشاني
زخم تو، مرهم تويي، راضي به تقدير توام
رگ به رگ حسرت نگاه رقص شمشير توام
رفتم و گفتي نمك خورد و نمكدان را شكست
نه به مولا، هركجا هستم ،نمك گير توام
كيستم، آيينه ام، آيينه يعني هيچ كس
يا ز صورت خالي ام، يا غرق تصوير توام
خاك بودم، زر شدم، مردم تعجب مي كنند
تازه من يك گوشه از جادوي اكسير توام
زيركي مي گفت شعرت، رنگ چشمان كسي است
راست هم مي گفت، خيلي تحت تأثير توام.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۱/۱۳ ساعت ۸:۲۵ ب.ظ توسط مسلم رحمتی
|